ماهی نقره ای

جایی برای گفتن تمام حرف هایی که نتونستم بگم و تو دلم موند

تبلیغات تبلیغات

خونه نفرت انگیز

درود💙. دیروز بدشانس بودم. هم دندون درد گرفتم و هم توسط سوسک های محاصره شدم. انقدر آب و هوا گرم شده که سوسک ها هیچی نشده ریختن تو حیاط ما. یکیش که پرواز میکرد و خودش و کوبید به پنجره. خوشبختانه پنجره رو توری کشیدم و نتونست بیاد تو خونه. دوتای دیگه ام تو سرویس بهداشتی خفتم کردن. هر دو هم بالای سرم بودن. یکیشون که اگر حواسم نبود میپرید رو کله ام. داد زدم ( بیاید من و نجات بدید ). مادرم نجاتم داد. از خیلی جهات مختلف از خونه امون متنفرم.
ادامه مطلب

سلام و تشکر

سلام❤. این پست برای تشکر از همه کسایی که کلی راهنماییم کردن و کلی دلداریم دادن. از همه اتون ممنونم🧡. خیلی خیلی تشکر میکنم🥰. مخصوصا از دوستای وبلاگیم🫂. حتما به وبلاگ همه اتون سر میزنم و مطالعه اشون میکنم. همه اون راهنمایی درباره خلاص شدن از شر موجوادت موذی به اسم سوسک با دست و دلبازی تمام اجرا میکنم. اینکه میگم دست و دلبازی یعنی خوب هزینه میکنم. درباره خونه امونم باید بگم طراحیش این شکلیه. خونه از چیزی که تو تصویره کوچیکتره.
ادامه مطلب

غرغر کردن مادر گُله

سلام💓. امروز هم مثل همیشه خیلی دیر از خواب بیدار شدم. اما برعکس دیروز خیلی خوش اخلاق بودم. مخصوصا که از اول صبح ی پیامک باعث شد که مادرم تمام روز بهم غر بزنه. متن پیامک این بود. ( بانک رفاه مشتری گرامی دارنده حساب شماره **** به دلیل عدم امکان برداشت و پایان دوره اشتراک، خدمت ارسال پیامک تغییرات مانده حساب برای شما غیرفعال شد ). مادرم ی کارت بانکی بهم داده تا از اون استفاده کنم و منم حساب و بطور کل خالی کرده بودم و...
ادامه مطلب

فرق گذاشتن

درود💔. این پست و دارم ساعت ۲۲:۵۳ دقیقه شب ۲۳ فروردين ماه مینویسم. برای دیشبه. قبل اینکه فیلم شرلوک هلمز و ببینم تصمیم گرفتم برم حموم. بعد از حموم خیلی ناگهانی فلکه آب شکست. فقط در حد رفع نیاز با آچار موقتا درستش کردم تا لوله کش بیاریم. تمام هیکلم دوباره خیس شد (اینبار با آب سرد) و خیلیم سردم شد و مجبور شدم دوبار لباس عوض کنم. بعد تعویض لباس، وقتی خواستم بشینم فیلم شرلوک هلمز و ببینم، متوجه شدم دوباره آنتن شبکه های خارجیمون از کار افتاد.
ادامه مطلب

روزی که گذشت

سلام🍜. روزی که گذشت... ۲۴ فروردین... خب ازش خیلی بدم اومد. روز خوبی نبود. با اینکه چند ساعت تو خونه تنها بودم، اما هیچ لذتی نداشت. چند ساعت تنها بودم اما هیچ کاری نکردم. بجز اینکه جلوی آینه نشستم و موهام و روغن آرگان زدم. واقعا هیچ تغییری ایجاد نشده تو حالت موهام. فقط بخاطر ماسک مو و روغن آرگان بوی خیلی خوبی داره. واقعا خوشبو شده. اما هنوز پوکه و رو هواست و پر موخوره شاخه شاخه. دارم به این فکر میکنم که اصلا ارزش هزینه برای موخوره گیری و داره یا نه.
ادامه مطلب

از شنبه

درود🍉. امروز همون شنبه ای بود که وقتی ازم میپرسیدن ( کی میری دنبال کار؟ ) میگفتم ( از شنبه ). من امروز ۳ جا رفتم برای کار. ۲ جا قرار گذاشتن تماس بگیرن و ی جام گفتن ( برو چهارشنبه بیا که صاحبکار هست ). بعدم برگشتم خونه. وقتی برگشتم هنوز مادرم و خواهرم نیومده بودن خونه. خواهرم هفته ای ی روز بخاطر درمان با دستگاه rTMS میره تهران. یکم نگران شدم، ولی بعد یادم افتاد مادرم میره دنبال درست کردن پیامک کارتش.
ادامه مطلب

خیلی دلم میخواد

درود🧡. امیدوارم روز بدون استرس و اضطرابی و گذرونده باشید. برای من روز کسل کننده ای بود. خیلی دلم میخواست از هر حسی که امروز داشتم بنویسم. مثلا... از مرد ۴۳ ساله ای که از ترس جنگ امروز ظهر سکته کرد و مرد. از گوجه فرنگی و سيب زمینی که انگار از وسط چرنویبل آورده بودن و همه اش و ریختم دور. از بالا رفتن بی امان قیمت ها دلار، طلا، مسکن، ماشین، خوراک، پوشاک و ... از اینکه ساعت ها باید زل بزنم به صفحه گوشی تا ی سایت و اپلیکیشن مسدود به زور لود بشه.
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها